فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٦٢ - فصل در بيان تقابل و اقسام آن
المجتمعين فى زمانين.
و تنوين جمع عوض عن المضاف اليه اى الغيرين لان التّقابل نوع من
الغيريّة فحينئذ خرج التّماثل من التّعريف لانّ التّماثل و انكان بوجه
من الغيريّة لكن جهة الاتّحاد و الهوهويّة عليه اغلب او نقول تنكير
جمع للنّوعيّة اى التّقابل امتناع نوع اجتماع فى المتخالفين و ذلك النّوع
اجتماع متغايرين فى الماهيّة.
ترجمه:
فصل در بيان تقابل و اقسام آن
از غيريّت بين دو شيئ همانطورى كه سابقا بآن اشاره كرديم تقابل ناشى
مىشود و اصحاب و علماء دانشمند ما آنرا بمنع جمع در محلّ واحد و زمان واحد و
جهت واحد تعريف كردهاند.
كلمه « توحّدت » فعل است و در عبارت متن صفت براى محلّ و جهت و
زمان مىباشد.
بقيد وحدت محلّ در تعريف تقابل، تقابل سواد و بياض كه در عالم وجود
در دو محلّ اجتماع مىكنند داخل مىشود و بقيد وحدت جهت مثل تقابل ابوّت و
بنوّت كه در شخص واحد از دو جهت اجتماع مىنمايند در تعريف داخل مىگردد و
بقيد وحدت زمان تقابل دو شيئ كه در دو زمان اجتماع مىنمايند داخل مىشود.
و تنوينى كه در « جمع » مىباشد، عوض از مضاف اليه بوده و تقدير كلام
بمنع جمع الغيرين است چ ه آنكه تقابل نوعى از غيريّت محسوب مىشود.
و پ س از توجّه بقيود اينك مىگوئيم:
تماثل از تعريف تقابل خارج است زيرا تماثل اگرچه بوجهى از وجوه از
غيريّت محسوب مىشود ولى جهت اتّحاد و هو هويّت بر آن غالب است يا به بيان
ديگر مىگوئيم:
نكره آوردن « جمع » براى دلالت بر نوع است يعنى تقابل امتناع نوعى
اجتماع در متخالفين است و آن نوع عبارتست از اجتماع دو شيئ متغاير در ماهيّت.